عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

218

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « هركس از شما از آيين خود بازگردد ، [ به خدا زيان نمىرساند ؛ ] خداوند جمعيتى را مىآورد كه آنها را دوست دارد و آنان [ نيز ] او را دوست دارند . » « 1 » محبت آن است كه قلب سالك [ فقط به محبوب ] تعلّق گيرد ، ميان همت و أنس - [ زيرا تعلّق از حكم همت است و أنس از حكم تجلى است ؛ پس در محبت از آن دو گزيرى نيست . « 2 » ] - در بذل [ جان براى محبوب ] و منع [ از توجه قلب به غير محبوب ] بر افراد [ يعنى به‌گونه‌اى كه محب خود را وقف محبوب و مختص به او كند ، و افعال و صفات و ذات خود را در او فانى سازد . « 3 » ] محبت نخستين وادى از واديهاى فناء است ؛ و گردنه‌اى است كه از آن بر منزلهاى محو [ - فناى افعال و صفات ] سرازير توان شد . و آن آخرين منزلى است كه پيشگامان عامه [ - محجوبين از حق‌تعالى ] ، عقب‌ماندگان از خاصه را در آن ديدار مىكنند [ و به آنان مىپيوندند . ] و پيش از آن غرضهاست براى عوضها و پاداشها . [ يعنى نخستين منزلى كه به حساب مىآيد و ارزشمند است ، منزل محبت است . اما منازل پيش از آن غرضهايى است براى مردم كه برايشان آشكار مىشود و آنها را بر اعمالى كه از ايشان صدور مىيابد ، برمىانگيزد تا به پاداشهايى كه براى آن اعمال

--> ( 1 ) - 5 / 54 . ( 2 ) - توضيح اينكه : آخرين منزل از منازل اوديه ، منزل همت است ؛ و ازاين‌رو ، بايد همت را در مقام محبت همراه داشت ؛ چرا كه محبت نهايت شدت طلب است ، و نهايت طلب و پايان آن دستيابى به مطلوب است . پس محبت به نور تجلى پايان مىيابد و بدان منتهى مىشود ، كه أنس به جمال محبوب را در پى دارد . و ميان اين دو ( همت و أنس ) محبت پديد مىآيد . ( 3 ) - تلمسانى در شرح عبارت « المحبة تعلق القلب بين الهمة و الأنس فى البذل و المنع على الافراد » مىنويسد : « يعنى تعلّق القلب بالمحبوب تعلقا مقترنا بهمة المحبّ و أنس القلب بالحقّ تعالى . . . و انّما اشار الشيخ الى أنّها بين الهمة و الأنس ، لأنّ الهمة لمّا كانت هى نهاية شدة الطلب ، و كان المحبّ اشدّ الراغبين طلبا ، كانت الهمة من جملة صفاته . و لمّا كان الطلب بالهمة قد يكون عاريا عن الأنس ، و كان المحبّ لا يكون الّا مستأنسا باستحضار محاسن محبوبه ، مستغرقا فيها ، وجب ان يكون المحبّ موصوفا بالأنس ايضا ، فصارت المحبة بهذا الاعتبار موجودة بين الهمة و الأنس . »